تكبر و غرور
تکبر و غرور آسيبي است که ايجاد فاصله ميان رهبران و مديران با مردم جامعه و زيردستان را موجب ميشود، اين آفت باعث ناشنيده ماندن سخن زيردستان و لاينحل ماندن مشکلات ايشان ميگردد. اين درحالي است که امامان و پيامبران و مديران و رهبران اخلاق مدار جهان هميشه آراسته به زيور تواضع بودهاند و همواره خود و ديگران را از گرفتاري در دام غرور بيم ميدادند.
در دعاي مكارم الاخلاق صحيفه سجاديه آمده است: خدايا در ميان مردم درجة من را بالا نبر مگر اينكه هر چه درجهام در جامعه بالاتر باشد تواضعم بيشتر شود. خداوند در سوره اعراف علت اصلي اخراج ابليس از درگاه الهي را تکبر ورزي وي برميشمارد و ميفرمايد: از درگاه خداوند بيرون برو، از چه روي تکبر ورزيدي؟! (سوره اعراف آيه 13) همچنين لقمان حکيم در سفارش تواضع به پسرش وصيت ميكند: از مردم روي بر مگردان و با تکبر روي زمين راه مرو. (سوره لقمان آيه 18) در سوره شعرا نيز خداوند خطاب به پيامبر اکرم(ص) ميفرمايد: اي پيامبر! با مؤمناني که از تو پيروي ميکنند متواضع باش. (سوره شعرا آيه 215) حضرت اميرالمؤمنين(ع) در بيان خطر غرور و توصيه به تواضع ميفرمايد: سرمستي و غرور موجب از دست دادن نعمت و نگون ساري خواهد شد.همچنين در نامه گرانسنگش به مالک اشتر مينويسد: اگر از رهگذر جايگاه و پست و مقام خويش، کبر و عجب و غرور تو را گرفت و يا خطوراتي به ذهنت رسيد، به عظمت ملکوت پروردگار که مافوق توست و نيز قدرت و برتري وي نسبت به آنچه تو بر آن قادر نيستي، نظر و تأمل کن که اين توجه، تو را از آن سرکشي پايين ميآورد و آن شدت و تندي را از تو باز ميستاند و آنچه از نيروي عقل و انديشه که به دليل خودپسندي و غرور از دستت رفته است، به تو باز ميگرداند.همچنين ميفرمايد: آفت رياست و مديريت، تکبر و فخر فروشي است. در جاي ديگر نيز در مذمت تکبر و فخر فروشي با عتاب آميز فرمودهاند: انسان را با فخر چهکار؟! در حالي که در ابتدا نطفهاي بيارزش و در پايان جسدي متعفن است.
از اين رو رفتار مديران و رهبران با زير دستان بايد متواضعانه و همراه با حفظ شخصيت انساني ايشان باشد تا ضمن ايجاد فرهنگ تواضع و ادب در فضاي سازماني، موجبات افزايش انگيزه را نيز فراهم آورد.شايد تذکر و يادآوري اين موضوع که تفوق و برتري انسانها در ساختارهاي اجتماعي و سازماني، نشان از برتري شخصي آنها بر يکديگر نيست و اينکه سلسله مراتب در سازمانها و قدرت و اختيار ناشي از آن امري اعتباري و گذرا است، مديران را با انگيزهاي دروني و مضاعف به نوعي تواضع و پرهيز از غرور و تکبر رهنمون سازد.



